کلاس اول الف
دبستان پسرانه سما نجف آباد
لینک دوستان

مطالب چاپ شده در رشد آموزش ابتدایی


ادامه مطلب
[ 93/10/15 ] [ ] [ معین ]
 

درکتاب 501 نکته برای معلمان صفحه ی 27 نکته ی 87 آمده است :

همواره یک دوربین در کلاس همراه داشته باشید .همیشه لحظه های خاص زیادی هستند که می توان از آنها عکس گرفت و در اینترنت قرار داد،نگهداشت یا در اختیار دانش آموزان قرار داد.

هرهفته یک عکس می گیرم،از آن چه اتفاق می افتد در محیط یاددهی یادگیری اتفاق می افتد،خواه حیاط مدرسه باشد ،خواه کلاس و هرکجای دیگری که در آن یادگیری را می بینم.

باباهای مهربون،مامانهای دلسوز...بچه های ما به دنیا نیومدن تا به آرزوهای تحقق نیافته ی من و شما جامه ی عمل بپوشونند.اونها اومدن تا خودشون باشند.برای خودشون تصمیم بگیرند،انتخاب کنند.اونها اومدن که به اندازه ی من و شما از دنیای کودکیشون لذت ببرند.اونها اومدن تا مثل ما کودکی کنند.بدوند.به هم دیگه آب بپاشند و شیطنت کنند.

 


برچسب‌ها: رنگین کمان , خاطرات کلاس اول الف , دبستان سما نجف آباد , بچه های کلاس اولی , دانش آموزان کلاس اول
ادامه مطلب
[ 93/10/10 ] [ ] [ معین ]

سلام دوستان گرامی

این پست  ثابت است

درادامه مطلب گلچینی از انواع تکالیف و آزمونهای مورد نیاز درکلاس اول آورده شده است.

هم چنین برای مشاهده تکالیف بیشتر می توانید به

پورتال دبستان پسرانه سما نجف آباد

بخش بانک سوالات

مراجعه نمایید





موضوعات مرتبط: تکالیف آدینه و تمرین ها
برچسب‌ها: تکلیف آدینه , تکالیف آخر هفته اول دبستان , چدول سودوکو اول دبستان , پیک آدینه اول دبستان , ازمون مداد کاغذی ریاضی اول دبستان
ادامه مطلب
[ 92/08/04 ] [ ] [ معین ]

سلام 

چند سالی است که درپایه اول در یک مدرسه غیردولتی مشغول به کار هستم.درطی این سالها دانش آموزان با ویژگی های مشترک بسیاری دیده ام .تیزهوشان کم صبر،باهوشان تیزبین،بیش فعالان و پرانرژی ها ،اختلالات یادگیری ،دیرآموز و خلاصه هر جور دانش آموز ....هرچند هر دانش آموزی در نوع خود خاص و منحصر به فرد است ،لیکن همیشه مشترکاتی بین دانش آموزان هست که غیرقابل انکار است.اگر این گونه نبود ،راهکاری عملی تدوین شده توسط روانشناسان بی معنی بود.(این جمله ی آخری جور نشد ببخشید)

اما در بین این دانش آموزان همیشه با دانش آموزانی روبرو بوده ام که در کلاس مشکل آفرین و دردسر ساز بوده اند.این دانش آموزان را به (قشنگتر از پریا ) نسبت می دهم .

قشنگتر از پریاها ،تک فرزندانی هستند که معمولا پدرو مادر شاغل (و یا با تحصیلات بالا) دارند.آنها درمنزل زیاد تنها می مانند(یا با یکی از والدین).بچه های فامیل زیاد آنها را دوست ندارند و یا به سختی درگروههایشان آنها را دخیل می کنند.البته قبل از اینکه بچه ها آنها را نپذیرند،پدر و مادر قشنگتر از پریا به او توصیه کرده که با بچه ها بازی نکند.پدر و مادرها اغلب بچه های فامیل را بی ادب ،بی تربیت و ..خطاب می کنند.آنها به واسطه ی همین بی ارتباطی با بچه های همسن و سال ،بچه ای باهوش تر و توانا تر از بچه ی خودشان ندیده اند و خیال می کنند که فرزندشان کاملا شبیه کودکی های "ابن سینا" است.به همین دلیل بازیهای کودکانه او را به تمسخر گرفته و اجازه بازی با همسن وسالان را نمی دهند.

بسیاری از اولیا قشنگتر از پریا به تمرین(exercise)درهوای آزاد معتقدند و به همین دلیل روزهای جمعه بچه ها را به کوه می برند و یا تحت نظارت مستقیم خود اجازه می دهند بچه ها در پارک بازی کنند.دوچرخه ی قشنگتر از پریا معمولا  نو و سالم است و بعضی از آنها تا هفت سالگی هنوز دوچرخه را با چرخهای کمکی می رانند.(فعل مناسبتر ؟)

تفریح این دسته از دانش آموزان شرکت در مهمانی های مامان و بابا،بازی با تبلت و تماشای سی دی ،استفاده از لوگو ،خمیر آبرنگ و...(درصورتی که مامان فهمیده و خوبی داشته باشند)و نهایتا شرکت در یک کلاس ورزشی است .آنها خیلی کم قدم به کوچه گذاشته اند و با بچه های محل غریبه هستند.حتی در بسیاری از موارد نمی دانند که در واحد روبرویی (یا خانه روبرویی) بچه ای دقیقا با تنهایی خودش زندگی می کند.

اما این کودکان  وقتی پا به مدرسه می گذارندبا مشکلات بسیار زیادی روبرو می شود.مشکلاتی که گاها عملکردهای درسی آنها را تحت الشعاع قرار می دهد.

درگام اول آنها نمی توانند با همکلاسی های خود کنار بیایند(حتی اگر آنها قبلا در مهدها و مراکز پیش دبستانی هم حضور پیدا کرده باشند ولی بازهم مدرسه به خاطر اینکه لزوما آنها باید اولین گامهای استقلال را بردارند این گونه تربیت  نادرست جلوه ی بیشتری دارد)

آنها با دانش آمووزانی روبرو می شوند که یا مثل خودشان قشنگتر از پریا هستند و همواره مورد تایید خانواده بوده و تحمل نظر مخالف را ندارند.یا با دانش آموزانی که در هفت ساله ی اول زندگی خود به اندازه کافی تجربه کسب کرده اند و می توانند به خوبی از عهده گروههای دوستی بربیایند و رفتارهای خودخواهانه وخودمحورانه قشنگتراز پریا را تحمل نمی کنند.

قشنگتر از پریا ها عاشق این هستند که تمام مدت مدرسه را به بازی بگذرانند چون آنها در مدرسه از نظارت مستقیم و غیرقابل نفوذ والدین و خاله های مهدکودکی رها شده و می توانند در گروه آن چنان که دوست دارند رفتار کنند.طعم شیرین این آزادی برای آنها بسیار گواراترازآن خواهد بود که آنها به درست یا نادرست بودن رفتارشان بیندیشند.

قشنگتر از پریا ها معمولادرکنترل وسایلشان مشکل دارند چون اغلب این مادرها و پدرها بوده اندکه وسایل آنها را کنترل کرده و بچه ها فقط نقش مصرف کننده داشته اند.

برخی از قشنگتر از پریاها علاقه وافری به استفاده از قیچی و ...دارند .چون این ابزارهای کشنده و خطرناک در سال های اول زندگی به شدت منع شده و یا قیچی های کم خطر در اختیار آنها قرار گرفته است.

آنها معمولا چشمانشان کمی کم فروغتر از سایر بچه هاست.بیشتر گریه می کنند.زودتر تسلیم می شوند و متاسفانه ...گاهی هم زود گول می خورند.

درست است که بچه هایمان (همه ی بچه ها ) قشنگتر از پریا هستند.درست است که متاسفانه گرگ ها در اجتماع زیاد هستند و ممکن است بچه های ما درگیر این دامها بشوند .ولی این نفوذ ما تا کی می تواند مانع پرواز بچه ها در اجتماع شود؟آیا نگهداری بیش از اندازه یک کودک هفت ساله  در منزل به معنی محبت بیش از اندازه ما به اوست؟آیا بهتر نیست به جای این گونه محدودیتها،زندگی در اجتماع را به او یاد بدهیم؟وبگذازیم مسیر درست را خودش انتخاب کند؟

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی
برچسب‌ها: نازپرورده , مشکلات دانش آموزان نازپرورده
[ 93/10/17 ] [ ] [ معین ]

من به این نتیجه رسیده ام که :

برای کلاس اولی ها فقط و فقط باید نوشت .یعنی تمام حرفهامون رو باید به صورت نوشتاری و البته دُرُشت در معرض دید بچه ها قرار بدیم.

مثلا اگه میگیم سلام ،بچه ها باید طرز نوشتن سلام رو ببینند

اگه میگیم برپا باید طرز نوشتن برپا رو بدونن.حتی اگه عطسه می کنیم باید روی تخته بنویسیم ،عطسه!

اونها باید در همه حال و همه جا و همیشه مشغول صداکشی باشند.تمام کلمات رو باید در اختیارشون گذاشت .باید همیشه و همیشه در هرحالتی تعداد زیادی کلمه جلوی چشمشون برقصه .

درواقع کلاس من باید حوضچه ی کلمات باشه.همه جاش پر از کلمه (البته این طوری نیست ها)ولی خب ...سعی میکنم باشه.به زودی

این یک تجربه ی شخصیه.اگه نظری دارید بنویسید.


برچسب‌ها: کلاس اول دبستان , آموزگار کلاس اول دبستان
[ 93/10/08 ] [ ] [ معین ]
درباره خلاقیت :

خلاقیت چیست؟

خلاقيت به معناي توانايي تركيب ايده ها در يك روش منحصربه فرد يا ايجاد پيوستگي بين ايده هاست ولي نوآوري، فرآيند اخذ ايده خلاق و تبديل آن به محصول، خدمات و روش هاي جديد عمليات است.

عوامل موثر در خلاقیت:

1-آرامش: بچه هایی که آرامش های درونی دارند ،بهتر می توانند خلاقیت خود را نمایش بدهند.

2-جسارت و سرکش  بودن: این سرکش بودن به معنی این نیست آنها فرمان نابردار باشند.بلکه منظور این است که دانش آموز جسارت ابراز خلاقیت ها ی خود را دارند.

3-آشنایی با ابزار: دانش آموزانی که ابزار بیشتری را می شناسند،درموقعیت های مختلف قدرت انتخاب بیشتری داشته و می توانند برای انجام کارهای خود از ابزار مختلف استفاده نمایند.

4-اعتماد به نفس: دانش آموزانی که مرتبا مورد تحقیر و سرزنش قرار گرفته اند نمی توانند آزادانه بیندیشند و راههای جدید برای حل مسایل پیدا کنند.

5-کمتر تحت مراقبت بزرگسالان بودن:در بسیاری از موارد آموزشهای فشرده به دانش آموزان باعث می شود بچه ها کمتر به فکر خلق راههای تازه باشند.بزرگسالان نه تنها راههای قبلا رفته را در اختیار بچه ها قرار می دهند بلکه آنها را مجبور میکنند تا به روش آنها عمل کنند(دقیقا مثل وقتی که معنی یک نقاشی زیبا برای بچه ها ،کشیدن کوه ،خانه و درخت تلقی می شود)

6-بی نظمی و نظم توامان: گاهی نظم بیش از اندازه خود مخل خلاقیت است.بعضی از نظم ها مقدمه ی وسواس هستند.و وسواس ها عملا بندهایی نامرئی به دست و پای فکر و ایده ها می زنند.از طرفی بی نظمی مفرط و آشفتگی ذهن و اطراف و عدم تمرکز برموضوعی خاص می تواند خلاقیت را تحت الشعاع قرار بدهد.

7-تنبلی :گاهی افراد آنقدر تنبل هستند و به انجام روتین کارها عادت کرده اند .آنها به خاطر تنبلی ترجیح میدهند کارها و فعالیتهای خود تغییری ایجاد نکنند.این تنبلی ها شاید به صورت جسمی نباشند اما تنبلی فکری کمتر قابل رویت است .

8-نداشتن فرصت کافی برای تفکر:دربسیاری از موارد نداشتن فرصت کافی برای تفکر،فرجه هایی را که می تواند باعث ایجاد جرقه هایی برای خلاقیت شودرا از ما میگیرد.به هرحال در زندگی گرفتارترین انسانها و در زمانهای کاری فشرده ترین برنامه های درسی فرصتهایی برای نفس تازه کردن ،قدم زدن و کمی بیشتر فکر کردن وجود خواهد داشت.

9-دراختیار بودن تمام امکانات:لطف بیش از اندازه برخی از اولیا،به فرزندان خود و قرار دادن تمامی امکانات و حل کردن تمام مشکلات برای آنها ،می تواند فرصت تفکر و خلاقیت در حل مساله را از آنها بگیرد.

خلاقیت دنیای بسیار گسترده و وسیعی دارد.شاید حتی نوشتن درباره خلاقیت نیاز به خلاقیت دارد.این مطالب در ذهنم بود.امیدوارم شما نیز از آن استفاده کنید.


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، مقالات ، خاطرات کلاس
برچسب‌ها: کلاس اول الف , خلاقیت
[ 93/10/05 ] [ ] [ معین ]

بیش فعالی یا پیش فعالی 

مساله این است 

نکاتی درباره اختلالات ظریف جنسی در کودکان

بعد از تایید تعدادی افراد صاحب نظر ،رمز را برمی دارم.

 بنا به دلایل خاص ،این مطلب فقط برای افراد خاص قابل رویت است.باعرض پوزش از بازدید کنندگان عزیز وبلاگم.درصورتی که تمایل به مطالعه داشتید،کامنت بگذراید تا رمز را در اختیار شما قرار بدهم.

نظرات تا تایید صاحبنظران تایید نمی شوند.


برچسب‌ها: اختلالات جنسی در کودکان , آموزشهای جنسی
ادامه مطلب
[ 93/09/16 ] [ ] [ معین ]

فاوت های فردی دانش‌آموزان که حاکی از وجود تفاوت در توانایی های آنان است از مهم ترین اصول و مواردی است که همیشه باید در آموزش و پرورش مورد توجه قرار گیرد. از جمله توانایی های متفاوت کودکان که موجب تفاوت عمده بین عملکرد آنان می شود، توانایی های شناختی از جمله هوش است که میزان آن در همه افراد یکسان نیست. در نتیجه باید به آن توجه خاصی مبذول شود. زیرا نوع و سرعت آموزش باید با توانمندی های شناختی دانشآموزان هماهنگ شود. قشر نسبتا وسیعی از دانشآموزان مدارس عادی که در عین تفاوت هوشی بارز با دیگر دانشآموزان در کنار سایر کودکان می نشینند و از امکانات مشابه آنان در مدارس بهره می برند دانشآموزان دیرآموزند. دیرآموزان ۱۰ تا ۱۴ درصد کل دانشآموزان مدارس را تشکیل می دهند و به طور معمول در کلا س های عادی ابتدایی (به خصوص کلا س های اول) چند دانشآموز دیرآموز وجود دارد. طبق آمار سازمان آموزش و پرورش استثنایی فقط در بین کودکانی که در طرح سنجش آمادگی ورود به دبستان در سال تحصیلی ۷۵-۷۴ و ۷۶-۷۵ شرکت کردند ۷۸۰۰ دانشآموزان در سال اول و ۱۰۹۵۰ نفر در سال دوم تشخیص داده شد طرح سنجش آمادگی ورود به دبستان را از سال ۱۳۷۲ سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور اجرا کرده است. در این طرح توانایی های شنوایی و بینایی و آمادگی تحصیلی (هوشی) کودکانی که در آستانه ورود به دبستان هستند مورد ارزیابی قرار می گیرد. از نتایج این طرح شناسایی و تشخیص عده زیادی از کودکان دیرآموز است با توجه به این مساله وزارت آموزشی و پرورش عهده دار (جایابی آموزش) تدوین برنامه های آموزشی مناسب برای این افراد شده است. اولین گامی که در این جهت برداشته شده، تشکیل کلا س هایی موسوم به کلا س ضمیمه ویژه است، تعداد کل این کلا س ها در کل کشور در سال تحصیلی ۷۵-۷۴ حدود ۸۵ کلا س بود. لا زم به ذکر است کلا س ضمیمه کلا سی است که برای استفاده دانشآموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی در مدارس عادی تشکیل می شود.
تعداد دانشآموزان این کلا س ها حداکثر ۱۵ نفر است و فرصت های بسیاری برای یکپارچه شدن کودکان در فعالیت های عادی مدرسه فراهم میآید. معلمان با تجربه و آموزش دیده کلا س های ضمیمه معمولا دوره های تخصصی سازمان آموزش و پرورش استثنایی را گذرانده اند و با خصوصیات عاطفی، شناختی و اجتماعی این کودکان آشنایی کافی دارند. طرح سنجش برای ارزیابی هوشی کودک ابتدا با یک آزمون هوشی مورد ارزیابی اولیه قرار می گیرد و اگر این احتمال وجود داشته باشد که هوش او پایین تر از حد متوسط هوش کودکان باشد برای سنجش دقیق تر با آزمون های هوشی دیگر به مرحله ارزیابی تخصصی ارجاع داده شوند. نتیجه به دست آمده در این مرحله مشخص می کند که باید کودک را به کجا ارجاع دهند. در چنین شرایطی معمولا کودکانی که هوش عادی و بالا تر داشته باشند به مدارس عادی معرفی می شوند. اما کودکانی که دیرآموز تشخیص داده می شوند برای استفاده از کلا س های ضمیمه (در کنار کلا س های عادی) به مدارس عادی ارجاع داده می شوند و در مورد کودکان عقب مانده نیز تصمیمات خاصی اتخاذ می شود.
● ویژگی های دانش‌آموزان دیرآموز:
دانشآموزان دیرآموز در مقایسه با کودکان عادی دارای رفتارهای سازشی ضعیف تر و قابلیت یادگیری کمتری هستند. این گروه به سبب رشد کم ذهنی قادر به فراگیری مطالب و حل مسایل در سطح افراد عادی و همسن و سال خود نیستند. در میان گروه های عقب مانده ذهنی دیرآموزان بالا ترین درجه رشد ذهنی را دارند و در عین حال بزرگ ترین گروه از گروه های عقب مانده ذهنی را تشکیل می دهند و بهره هوشی آنان حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد است و درصد قابل توجه ای از جمعیت دانشآموزان مدرسه رو که معمولا نمی توانند در تحصیل و یادگیری مطالب همگام با سایر همکلا سان خود پیش بروند از این گروهند. دیرآموزان ۱۰ تا ۱۴ درصد از جامعه دانشآموزی را شامل می شوند. بعضی مولفان ویژگی های شناختی دانشآموزان دیرآموز را چنین ذکر کرده اند.
▪ ویژگی های شناختی دانش‌آموزان دیرآموز
- در درک مفاهیم یادگیری مطالب، کندتر از متوسط شاگردان کلا س هستند
- در تشخیص روابط پیچیده ضعیف اند
- از درک مفاهیم انتزاعی عاجزند
- برای یادگیری مطالب درسی به تمرین بیشتری نیاز دارند
- دامنه معلومات عمومی آنان نسبت به همسالا ن خود محدودتر است
- نسبت به همسالا ن خود خزانه لغات محدودتری دارند و از دستور زبان ساده ای که ویژه دانشآموزان کوچک تر است استفاده می کنند
- در خواندن و فهمیدن کتاب های درسی با مشکل مواجهه اند
- در انجام تکالیف درسی معمولا دو تا سه سال از همسالا ن خود عقب ترند.
آموزش کودکان دیرآموز: یکپارچه سازی یا جداسازی
آن چه در مورد این دسته از دانشآموزان مشهود است این است که برخلا ف کودکان باهوش تر خودآموزی ضمنی و اتفاقی چندانی ندارند و در امر فراگیری خودکار نیستند.
معمولا این کودکان در خواندن خیلی ضعیف اند و به تدریج از هم ردیفان تواناتر خود عقب و عقب تر می مانند. اینان هر چه به سطح آموزشی بالا تری ارتقا یابند مدارس را برای تنظیم برنامه های درسی معمولی و تطبیق آن با یادگیری کند خود پیش از پیش با مشکل روبه رو می سازند. دکتر آفرند ویژگی بارز این دانش‌آموزان دیرآموز را چنین بیان کرده که: دیر میآموزند و زود فراموش می کنند.
مولفان دیگر نیز تاکید کرده اند که دانشآموزان دیرآموز در پایین ترین حد دامنه هوشی کودکان عادی قرار دارند و نباید آنان را عقب مانده ذهنی تلقی کرد.
با توجه به ویژگی های دانش آموزان دیرآموز متخصصان تعلیم و تربیت عادی و استثنایی عموما بر این باورند که چون این قبیل دانش آموزان از نظر رشد ذهنی تفاوت کمی با دانش آموزان عادی دارند بهتر است در مدارس عادی و همراه سایر همسالان خود تحصیل کنند. این تفکر که یکپارچه سازی نام دارد به معنای همگام و همزمان کردن فرآیند تعلیم و تربیت کودکانی با نیازهای ویژه در مدارس عمومی به طور پاره وقت یا تمام وقت است. حمایت از روش یکپارچه سازی مبتنی بر این باور است که افرادی که معلولیت یا هرگونه مشکلات یادگیری دارند همانند افراد عادی با حداکثر توان بالقوه خود از فرصت ها و امکانات برابر برای خودشکوفایی بهره مند شوند تحقیقات حاکی از آن است که دانش آموزان پیش دبستانی مبتلا به ناتوانایی، رفتارهای مثبت همسالان توانای خود را الگو قرار می دهند و بسیاری از دانش آموزان پیش دبستانی ناتوان در صورتی که با همسالان عادی خود ادغام شوند به بازی سازنده تری می پردازند. 
تحلیل یازده مطالعه که طی سال های ۸۴ - ۱۹۷۵ انجام شده نشان داده اند که دانش آموزان مبتلا به ناتوانایی در موقعیت یکپارچه و در مقایسه با موقعیت های جدا به سطح بالاتری از مهارت های تحصیلی نایل می شوند بسیاری از برنامه های تابع اصل جداسازی کودکان که در گذشته اجرا شده به زیان ناتوانان بوده است نتایج پژوهش های زیادی نشان می دهد که دوره های تربیتی جدا برای دانش آموزان ناتوان به طور نسبی ثمربخش نبوده است. البته نتایج بعضی پژوهش ها نیز حاکی از آن است که گاه کنار آمدن با برنامه های نسبتا سنگین و فشرده که در موقعیت های یکپارچه برای کودکان ناتوان وجود دارد، برای آنان مشکل است و این کودکان مهارت های اجتماعی لازم را برای کنار آمدن با موقعیت های یکپارچه ندارند. به هر حال برای رفع تناقضات ذکر شده راهبرد یکپارچه سازی از طریق دائر نمودن کلاس های ضمیمه درون مدارس عادی و مختص دانش آموزان دیرآموز قضایی تحصیلی در مدارس ایجاد می کند که در عین ایجاد نقاط قوت مربوط به روش یکپارچه سازی نقائص و ضعف های ناشی از ادغام صددرصد دانش آموزان را نیز کم رنگ و تعدیل نماید. 


ادامه مطلب
[ 93/09/16 ] [ ] [ معین ]
 

آبان هم تمام شد.به همین زودی ،به یک چشم به هم زدن ،آبان هم بار سفر بربست و دیگه تکرار نمیشه.

بعد از مهر ،شاید انتظار داشتیم آبان ،کمی به آرامش بیشتری بگذره.ولی آبان هم فراز و نشیب های خودش رو داشت.

شاید خستگی جسمی خانم معلم در این ماه از هر ماه دیگری بیشتر باشه.بچه ها تازه فکر میکردند که خوندن و نوشتن منظور حفظ کردن ظاهر کلمات و هم چنین نوشتن سرخط هاست،حالا دوباره درگیر یک شوک دیگه شدند!ای وای !

اصلا خوندن و نوشتن براشون بی معنی بود.اولش به نشانه ی آ می گفتند آب! بعد که ب رو درس دادیم تازه فهمیدن : آهان : ب و آ یک صداهای جدایی داره !

سخت و طاقتفرسا گذشت.بی رودرواسی!بسیار بسیار خسته شدم!اما دلم نمی خواست حتی یه دانش آموزم درسش رو نفهمیده باشه!

نشانه های بعدی رو که درس دادیم ،داستان ها پیچیده تر شد.وقتی نشانه ی اَ رو درس دادیم ،نه تنها بچه ها بلکه خانواده ها هم این بار درگیر ماجرا شدند.

 تماس هرروزه دو یا سه مادر نگران از وضعیت درسی فرزند؛جزء برنامه روزانه من به حساب می اومد.هرروز مادرهایی که به شدت در این ترس بودند که نکنه بچه هاشون واقعا کج فهم باشند و یا ...زیر لب می گفتند:نکنه خانم معین واقعا کارشو بلد نباشه.

اما کلنجار هرروزه ی من وبچه ها با حروف ،کلمات،خطوط ،مدادها و پاک کن ها ،انگار واقعا جنگ با نادانی و بی سوادی بوده و هست.ما به کارمون ادامه دادیم ،ادامه دادیم ،ادامه دادیم ...من و بچه ها .هرروز  و هرروز و هرروز.و بچه ها بدون هیچ گلایه ای نوشتند و نوشتند و نوشتند....

وقتی جدول ترکیب صامت و مصوت رو با شعر می خوندیم،بعضی از اونها فقط لب می زدند و واقعا منظور من رو نمی فهمیدند.و من اونقدر تکرار کردم و کردم و کردم ...تا به گفته ی پزشک تارهای صوتیم آسیب دیده و برای مدت زمان طولانی باید دارو بخورم!

بچه ها انگار یکی یکی از خواب غفلت بیدار میشدند!آهان!این ب هست!یعنی هرجا باشه صدای ب میده !انگار تازه اصلا می فهمیدند که منظور از کلمه چیه!

توی نگاره ها خیلی باهاشون کار کردم.اونها هم الحق و الانصاف بچه های خوبی بودند.ولی انگار هنوز دوزاریشون نیفتاده بود.این روزها مثل غنچه های یک بوته ی گل رز ،هرروز یکیشون باز میشه و باغچه ی کلاس رو قشنگ و قشنگترمی کنه!

و بازهم مثل همیشه ،من تهمت ندید بدیدی می خورم و از خوندن بچه ها لذت می برم.به شدت برای روزهایی که اونها کلمات رو اشتباه بخونن لحظه شماری می کنم.

اما در کنار خوندن اتفاقات زیادی افتاده. بچه ها به مدرسه عادت کردند.دوستهای جدید پیدا کردند و تقریبادر گروهها مچ شدند.یاد گرفتند که وسایلشون رو کنترل کنند.یاد گرفتند که گذشت کنند.چند تاشعر بلند بالای سخت یاد گرفتند.پیامهای قرآنی رورعایت میکنند و تقریبا روزهای هفته و برنامه کلاسیشون رو میدونند.

با من دوست شدند و اتفاقات منزل رو برام میگند(البته من راز دار خوبی هستم و به کسی چیزی نمیگم)بعضی هاشون همواره مواظب من هستند.اگه قدم از قدم بردارم بعد باید توضیح بدم.اونها این روزها به من اقتدا میکنند واگه من موقع نوشتن یه خط اضافی بکشم ،خیال میکنند این هم جزو سرمشق ها هست و اون رو تکرار میکنند.

همه از من می پرسند:سختی های سال کی تموم میشه؟و من جواب میدم :سختی ها قرار نیست تموم بشه ،قراره بچه ها محکم بشند.

و برای این موضوع همواره در حال مبارزه کردن هستیم ، من ...بچه ها و ...دشمنمان نادانی

اسامی به ترتیب :

ایستاده از راست به چپ:

امین -یونس -رضا-محمدمهدی-محمدامین -متین-امیرحسین -علی-مجتبی-علی -امیرمحمد-علی -رهام-امیر

نشسته از راست به چپ:

محمدامین -طاها-مهدی-محمدامین -امین -علی-مهراد-محمد-محمدحسین-ابوالفضل-سیدابوالفضل-متین-مهدی-شنتیا


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، خاطرات کلاس
برچسب‌ها: خاطرات معلم کلاس اول , کلاس اول الف , مرضیه معین
[ 93/09/07 ] [ ] [ معین ]

این یادداشت را در حالی می نویسم که دستهای مهربان و پرتلاش همکار خوبم خانم حمیدی ،معاون پرورشی دبستان سما را می بوسم و از استادان و پیشکسوتانی که دیدگاههای من را در عرصه پرورشی رقم زده اند،یاد میکنم:

سرکار خانم افشاری بهترین مربی پرورشی دوران مدرسه ام .

سرکار خانم سلیمی معلم مهربان کلاس پنجم دبستانم.

سرکار خانم ناقوش،مربی پرورشی دوران کارآموزیم.

و سرکار خانم منزه ،دوست ،استاد و خواهر بسیار خوبم که بیشترین تاثیر را در تعمیق عقاید من درباره پرورشی داشته اند.

اینها فقط و فقط عقاید شخصی من است.

او همیشه با بچه ها در حال جوشش است .از هنرهای بچه ها آگاهی دارد و از آنها فیلم و عکس می گیرد.از شیرین کاری بچه لذت می برد و آنها را تشویق می کند.او به آسانی به جوایز مدرسه دسترسی دارد و می تواند هر لحظه یک استعداد را تشویق کند.او همیشه سرشار از ایده های نو برای رها کردن بچه ها از غصه هایشان است .غصه هایی که آنها را وادار میکند همدیگر را مسخره کنند،کتک کاری کنند و یا درخودشان فرو بروند.او همیشه در بین دانش آموزان در حال حرکت است.او می تواند به خوبی قرآن بخواند،اکثرسرودها را از حفظ است.شعرهای بسیاری می داند و ورد زبانش هیچانه و شعرهای بچه گانه است.حتی اگر او در دبیرستان کار میکند،سریعا می تواند با تعدادی کاغذ پاره ،یک کاردستی زیبا بسازد.اگر بنا به ضرورت مجبور شد وارد یک کلاس درس بی معلم شود، با دستهای معجزه گرش یک ساعت را کوتاه میکندتا همه ی دانش آموزان به محض خروج او از کلاس فریاد بکشند و بخواهند ادامه قصه را بشنوند.


موضوعات مرتبط: سایر مطالب
برچسب‌ها: دبستان پسرانه سما نجف آباد , پرورشی در دوره ابتدایی , یادداشت معلم ابتدایی
ادامه مطلب
[ 93/08/29 ] [ ] [ معین ]

چندپیشنهاد  برای استفاده از بورد هوشمند در کلاس درس

در بیان ارکان اصلی مورد نیاز برای تشکیل یک مدرسه هوشمند به سه نکته اشاره می شود:سخت افزار ،نرم افزار و فکرافزار.

اما در این یادداشت ،می خواهیم گزینه ای دیگر به آن اضافه کنیم به نام " مهارت افزار"

خب شاید این گزینه کمی به لحاظ واژه پردازی غریب به نظر برسد،و حتی شاید برخی آن را بخشی از همان گزینه ی فکر افزار بدانند.اما در ادامه به توضیحی در باره ی آن خواهم پرداخت.

منظور ازمهارت افزار ، آشنایی با سخت افزار،نرم افزار و دارا بودن فکر افزار و در ادامه توانایی استفاده ی به موقع از سخت افزار و نرم افزار درحین تدریس است .چرا که استفاده ی بی موقع و افراطی از ابزارهای هوشمند،ضربات جبران ناپذیری برپیکره ی تدریس ما وارد خواهد کرد.

به عنوان مثال آموزگاری را در نظر بگیرید که  در کلاسش بورد هوشمند نصب شده است.او به خوبی می تواند از بورد استفاده کند و نرم افزارهای مناسب برای استفاده از بورد هوشمند را می شناسد.از طرفی او به ضرورت و اهمیت استفاده از بورد برای دانش اموزانش واقف است وبه اصطلاح عوام با تکنولوژی دشمنی ندارد.

اما باز هم این آموزگار نمی داند در کجا ،چگونه و چطور باید این نرم افزار ها را به کار بیندازد.از طرفی آشنایی  و علاقه او به نرم افزارها ،متضمن ایجاد فرصت  و حوصله برای تولید محتواهای الکترونیک نیست.برای سهولت این مهم ،آموزگاران می توانند از محتواهای آماده موجود در بازارو سایت ها برای استفاده برروی بورد هوشمند بپردازند.فراموش نکنیم که این نرم افزارها ،گزینه های روی میز هستندکه آموزگار با کمک "مهارت افزار" خویش درموقعیت مناسب می تواند از آن استفاده کند.درواقع هر آموزگار با آشنایی هرچه بیشتر با نرم افزارهای مختلف وسپردن آنها در حافظه ویا ذخیره ی آنها در یک پوشه ی کامپیوتر شخصی می تواند در مواقع لزوم از آنها استفاده کند.هرچند در این کار سرعت عمل و قدرت تصمیم گیری سریع و برنامه ریزی معلم،نقش بسزایی در ایجادیک محیط یاددهی یادگیری هوشمند دارد.درادامه به معرفی چند نرم افزار مفید برای استفاده با بورد هوشمند می پردازیم .

1-استفاده از کتاب الکترونیک آریا ساده ترین راه :


برچسب‌ها: تدریس هوشمند , استفاده از بورد هوشمند , بورد هوشمند در کلاس درس , تدریس الکترونیک
ادامه مطلب
[ 93/08/28 ] [ ] [ معین ]

چند روز قبل جلسه ای داشتیم به اتفاق همکارانی که همه در امر تدریس از شخص من خبره تر و حرفه ای تر بودند.

در این میان ،اختلاف نظری وجود داشت که نهایتا به نتیجه نرسید.

من در قسمت بسیار زیادی از این مباحثه علمی ،صرفا شنونده بودم.اما نهایتا خودم سوالی به آن اختلاف نظر افزودم.

برایتان بخشی از آن اختلاف نظر را بیان می کنم:

1- بعضی از بچه ها موقع نوشتن مداد رابد می گیرند.

همکار اول:

من معتقدم که طرز مداد گرفتن دانش آموزان باید به هرقیمتی اصلاح شود.آنها باید یاد بگیرند صحیح بنویسند.همانطوری که هرکس برای راه رفتن باید پایش را صاف بگذارد و اگر نگذارد کمرش درد میگیرد.

همکار دوم:

من دانش آموزی داشتم که مداد را بسیار بد میگرفت.البته نتیجه کار بسیار خوب بود و خط خوبی داشت.بعد از رد شدن از بخش نگاره ها ،طرز مداد گرفتن او دستاویزی شده بود برای برخی از بازدید کنندگان از کلاسم.من با تلاش و سختگیری فراوان ،طرز مداد گرفتن او را اصلاح کردم .ولی نتیجه چیز بدی از آب در آمد و خط دانش آموزم خراب شد.به نظر من نتیجه مهمتر از فرایند است.

همکار سوم:

ولی من هم معتقدم باید طرزمداد گرفتن آنها را اصلاح کرد.چون دستشان دردمی گیرد.پس فرایند مهمتر از نتیجه است.

همکار دوم :

ولی همیشه این طور نیست که بچه ها به روش ما راحت باشند.اسکلت و فرم دست هر کس ،منحصر به خودش است و این فرم ایجاب میکندکه هرکس به روش خودش مداد را دست بگیرد.

همکار چهارم :

ولی همیشه این طور نیست که کسانی که مداد را صحیح میگیرند،خوش خط و کسانی که مداد را بد میگیرند بد خط باشند.خط یک چیز ارثی و ذاتی است که البته با تمرین و آموزش صحیح نیز قابل اکتساب است .و البته عوامل بسیار زیادی در این امر دخیل هستند.به نظر من نتیجه بسیار مهمتر از فرآیند است.

همکار پنجم:

اما به نظر من ،باید کاری بکنیم که نوشتن  امری لذت بخش برای آنها بشودما نمی دانیم که حافظ یا سعدی خط خوبی داشته یا نداشته اند ،یا ااصلا خبر نداریم که رییس جمهورهای کشورمان خطشان خوب یا بد است.کاملا صحیح است که رییس جمهور خوش خط ،خیلی بهتر از یک رییس جمهور بد خط است وهمیشه داشتن خط خوب یک مزیت است.اما نباید این اصرار و پافشاری ما ،در بچه ها ،تنفر از نوشتن را ایجاب کند.بچه ها در آینده به این نوشتن خیلی نیاز دارند.من کاری به فرآیند و نتیجه ندارم ،به نظر من این میان لذت نباید از میان برود.

حالا شما نظرتون رو بگید.نظر شما چیه؟

اصلا درستش چیه؟


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، پژوهش ها - مسابقات اینترنتی ، سایر مطالب
برچسب‌ها: خط دانش آموزان کلاس اول , کنترل خط دانش آموزان , آموزگار کلاس اول , مرضیه معین
[ 93/08/22 ] [ ] [ معین ]

 درکتاب 501 نکته برای معلمان صفحه 32 نکته 110 آمده است :

برنامه های تلویزیونی پرطرفدار ،درکلاس هم سودمندند.چه کسی می گوید یادگیری با تفریح جمع شدنی نیست؟تکیه کلامها و بخش های گوناگون داستان ها و سرفصل های برنامه ها تلویزیونی پرطرفدار را می توانید در کلاس های درس به کار گیرید .

مدتی قبل داشتم فکر می کردم امسال فصل سوم کتاب علوم رو چطوری تدریس کنم که جدید باشه و کسل کننده نباشه .

قبلا روشهای دیگه رو امتحان کردم.یک بار از یه پزشک دعوت کردم .یکبار هم نمایش اجرا کردیم و خیلی هم جالب بود.کتاب الکترونیک هم ایده های خوبی داره .اما بازم انگار توی ذهنم دنبال یه چیز جدید بودم.و گشتن دنبال این چیز جدید ذر ذهنم ،انگار مانعی شده بود برای این که دست و دلم به تدریس فصل سوم کتاب علوم نره.

اما بگم از فصل سوم :عواملی که برای سلامتی ضروری هستند.مثل غذای سالم ،استراحت ،ورزش و سرگرمی،مراجعه به پزشک و رعایت ایمنی و رعایت بهداشت.

خب اینها توی مغز من هی تاب می خوردن و هی تاب میخوردن.بعضی ها به کنایه می گفتند:چرا علومت از بودجه بندی عقب افتاده و من اصلا انگار سوال اونها رونشنیده بودم.چون به نظرم می اومد که بچه های جدید نیاز به طرح درس جدید دارند.

تا اینکه جرقه توی ذهنم زده شد. بله !اون جرقه جناب آقا یا خانم "پو" بود. حالا بگین پو کیه؟تقریبا از بچه های دور و بر من 99 درصدشون پو رو میشناختن.

حالا یا توی تبلت شخصیشون بازی کردن،یا توی گوشیهای مامان و بابا دیدن و یا اینکه توی گوشی اطرافیان.البته گفتم :بچه های دورو بر من.به قول آدم های نویسنده ی بزرگ:جامعه مخاطبین من!

حالا براتون بگم از"پو یه موجود رایانه ای خیلی ساده است .نه دست داره و نه پا .هیچی نداره .فقط و فقط یه بدن سه گوش داره ."پو"

خب ،اما ربطش چیه؟ صاحب گوشی باید برای نگهداری "پو" تمام اصول نگهداری بدن انسان رو رعایت کنه به این ترتیب که : باید بهش به موقع غذا بده و مواظب غذاهایی هم که میده باشه ،چون غذاهای بی ارزش باعث چاقی و بیماری "پو" میشه.و البته باید بدونه که برای خوردن بعضی غذاها باید تا رسیدن به سن خاصی صبر کنه !(اصل تغذیه سالم)

باید "پو" رو به موقع بخوابونه و اگه این کاررو نکنه اون احساس کسالت می کنه و نمی تونه بازی کنه (اصل استراحت)

باید به موقع "پو" رو حمام کنه وگرنه اون خودش رو کثیف می کنه و ....(اصل رعایت بهداشت )

باید به موقع "پو" رو به گردش ببره و باهاش بازی کنه .درغیراین صورت اون با کمبود انرژی و سرگرمی روبرو میشه .(اصل ورزش)

اگر نکات مربوط به بهداشت ،خواب و تغذیه رو رعایت نکنه ،"پو"بیمار میشه و درصورت بیماری نمی تونه بازی کنه و باید قبلش به آزمایشگاه بره و داروی لازم رو برای اون تهیه کنه .(اصل مراقبت از سلامتی)

خب،به همین سادگی،فقط اگه گاهی وسط بازی ،پو زخمی میشد و اصل رعایت ایمنی هم اضافه میشد،فصل سه کتاب علوم به پایان می رسید و "پو"قهرمان این فصل کتاب علوم ما میشد.

جالب بود نه؟ولی حیف که اینقدر تکنولوژی وآموزش از هم دورند.دوووووووووور!


برچسب‌ها: اول دبستان , علوم اول دبستان , فصل سه کتاب علوم , مرضیه معین
[ 93/08/17 ] [ ] [ معین ]

سلام انشالله برای امسال میخوام هرماه یک پست جدید بذارم و خلاصه ای از مسایل کلاسم رو به صورت غیررسمی بنویسم.شاید توی نوشته های غیررسمی بهتر بشه ردپای تجربه رو دید.و بهتر بتونم خودم رو محک بزنم شما هم اگه هر موردی مشکلی به نظرتون رسید برام بنویسید.ممنون

برای مطالعه مهر نامه به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


برچسب‌ها: بچه های کلاس اولی , مرضیه معین , تجربیات معلم کلاس اول
ادامه مطلب
[ 93/08/02 ] [ ] [ معین ]

باور کنید هیچ اغراقی در کار نیست:این فقط بخشی از مکالمات رایج بین من و کلاس اولی های معصوم و دوست داشتنی هست.حیف که نمی تونم اسمهاشون رو بنویسم.ولی درنوع خودش جالبه!

مکالمه اول:

خانم معلم: بچه ها زنگ استراحته.وسایلتون رو جمع کنید تغذیه و لیوان بردارید روی حیاط کمی استراحت کنید تا زنگ بعدی!

دانش آموز:خانم اجازه !چه جوری استراحت کنیم؟

مکالمه دوم:

 خانم معلم: بچه ها من میخوام تخته سیاه رو پاک کنم.

دانش آموز: خانم ما هم باید دفترهامون رو پاک کنیم؟

مکالمه سوم:

خانم معلم: بچه ها کتاب های ریاضیتون رو دربیارید.

دانش آموز : خانم کتاب ریاضی کدوم بود؟(بسیار رایج)

مکالمه چهارم:

خانم معلم: بچه ها میخوایم بریم داخل آزمایشگاه مدرسه تا یه چیزی رو آزمایش کنیم.

دانش آموز : خانم یعنی میخواهید ازمون خون بگیرید؟

مکالمه پنجم:

خانم معلم: امروز میخواهیم توی دفتر مشقمون یه عالمه درخت بکاریم.این سرمشق شبیه درختهای یه پارکه!

دانش آموز : خانم معلم من میخوام پروانه بکشم.درخت دوست ندارم!

 

درپایان

من

بچه های کلاس اولی من :


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، خاطرات کلاس ، سایر مطالب
برچسب‌ها: کلاس اولی ها , مرضیه معین , خاطرات آموزگار کلاس اول
[ 93/07/11 ] [ ] [ معین ]
درباره وبلاگ

من دلم می خواهد دانش آموزم را از کلاس بیرون کنم
واو به جای تفکر در بهترین شیوه ی شکستن حرمت من
به فکر چرایی افتادن سیب باشد..

من دلم میخواهد دانش آموزم را بترسانم
و او در واگن قطار برق را اختراع کند..

من دلم میخواهد قلب دانش آموزم را بشکنم
و او در وصف ظلم من سهراب شود..

من دلم میخواهد چراغ خانه ها را خاموش کنم
تا جبار باغچه بانی روی دیوارها نقاشی بکشد..

من دلم می خواهد بیمار شوم
تا دانش آموزم برای درمان من پزشک شود..

من دلم میخواهد دانش آموزم برای من
اقتدار بورزد تا میهنش را پاسداری کند..

من دلم میخواهد تفکر درکائنات را به تو بیاموزم..
من دلم میخواهد
اندیشیدن را ..
پرواز را..خلق کردن را.
.سرودن را به تو بیاموزم..

خودم سهراب نشدم..
اما دلم میخواهد کلاسم پر از سهراب باشد...
امکانات وب
@ Online User





Powered by WebGozar