کلاس اول الف
دبستان پسرانه سما نجف آباد
لینک دوستان
 

درکتاب 501 نکته برای معلمان صفحه ی 27 نکته ی 87 آمده است :

همواره یک دوربین در کلاس همراه داشته باشید .همیشه لحظه های خاص زیادی هستند که می توان از آنها عکس گرفت و در اینترنت قرار داد،نگهداشت یا در اختیار دانش آموزان قرار داد.

هرهفته یک عکس می گیرم،از آن چه اتفاق می افتد در محیط یاددهی یادگیری اتفاق می افتد،خواه حیاط مدرسه باشد ،خواه کلاس و هرکجای دیگری که در آن یادگیری را می بینم.

نکته 100 صفحه ی 30

آموزش علوم با روشی که نیازمند مشارکت فعالانه دانش آموزان است ،به یادگیری انرژی می دهد.اما مخاطراتی نیز دارد......

 


برچسب‌ها: رنگین کمان , خاطرات کلاس اول الف , دبستان سما نجف آباد , بچه های کلاس اولی , دانش آموزان کلاس اول
ادامه مطلب
[ 92/09/23 ] [ ] [ معین ]

سلام دوستان گرامی

این پست  ثابت است

درادامه مطلب گلچینی از انواع تکالیف و آزمونهای مورد نیاز درکلاس اول آورده شده است.

هم چنین برای مشاهده تکالیف بیشتر می توانید به

پورتال دبستان پسرانه سما نجف آباد

بخش بانک سوالات

مراجعه نمایید





موضوعات مرتبط: تکالیف آدینه و تمرین ها
برچسب‌ها: تکلیف آدینه , تکالیف آخر هفته اول دبستان , چدول سودوکو اول دبستان , پیک آدینه اول دبستان , ازمون مداد کاغذی ریاضی اول دبستان
ادامه مطلب
[ 92/08/04 ] [ ] [ معین ]

بیش فعالی یا پیش فعالی 

مساله این است 

نکاتی درباره اختلالات ظریف جنسی در کودکان

بعد از تایید تعدادی افراد صاحب نظر ،رمز را برمی دارم.

 بنا به دلایل خاص ،این مطلب فقط برای افراد خاص قابل رویت است.باعرض پوزش از بازدید کنندگان عزیز وبلاگم.درصورتی که تمایل به مطالعه داشتید،کامنت بگذراید تا رمز را در اختیار شما قرار بدهم.

نظرات تا تایید صاحبنظران تایید نمی شوند.


برچسب‌ها: اختلالات جنسی در کودکان , آموزشهای جنسی
ادامه مطلب
[ 93/09/16 ] [ ] [ معین ]

فاوت های فردی دانش‌آموزان که حاکی از وجود تفاوت در توانایی های آنان است از مهم ترین اصول و مواردی است که همیشه باید در آموزش و پرورش مورد توجه قرار گیرد. از جمله توانایی های متفاوت کودکان که موجب تفاوت عمده بین عملکرد آنان می شود، توانایی های شناختی از جمله هوش است که میزان آن در همه افراد یکسان نیست. در نتیجه باید به آن توجه خاصی مبذول شود. زیرا نوع و سرعت آموزش باید با توانمندی های شناختی دانشآموزان هماهنگ شود. قشر نسبتا وسیعی از دانشآموزان مدارس عادی که در عین تفاوت هوشی بارز با دیگر دانشآموزان در کنار سایر کودکان می نشینند و از امکانات مشابه آنان در مدارس بهره می برند دانشآموزان دیرآموزند. دیرآموزان ۱۰ تا ۱۴ درصد کل دانشآموزان مدارس را تشکیل می دهند و به طور معمول در کلا س های عادی ابتدایی (به خصوص کلا س های اول) چند دانشآموز دیرآموز وجود دارد. طبق آمار سازمان آموزش و پرورش استثنایی فقط در بین کودکانی که در طرح سنجش آمادگی ورود به دبستان در سال تحصیلی ۷۵-۷۴ و ۷۶-۷۵ شرکت کردند ۷۸۰۰ دانشآموزان در سال اول و ۱۰۹۵۰ نفر در سال دوم تشخیص داده شد طرح سنجش آمادگی ورود به دبستان را از سال ۱۳۷۲ سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور اجرا کرده است. در این طرح توانایی های شنوایی و بینایی و آمادگی تحصیلی (هوشی) کودکانی که در آستانه ورود به دبستان هستند مورد ارزیابی قرار می گیرد. از نتایج این طرح شناسایی و تشخیص عده زیادی از کودکان دیرآموز است با توجه به این مساله وزارت آموزشی و پرورش عهده دار (جایابی آموزش) تدوین برنامه های آموزشی مناسب برای این افراد شده است. اولین گامی که در این جهت برداشته شده، تشکیل کلا س هایی موسوم به کلا س ضمیمه ویژه است، تعداد کل این کلا س ها در کل کشور در سال تحصیلی ۷۵-۷۴ حدود ۸۵ کلا س بود. لا زم به ذکر است کلا س ضمیمه کلا سی است که برای استفاده دانشآموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی در مدارس عادی تشکیل می شود.
تعداد دانشآموزان این کلا س ها حداکثر ۱۵ نفر است و فرصت های بسیاری برای یکپارچه شدن کودکان در فعالیت های عادی مدرسه فراهم میآید. معلمان با تجربه و آموزش دیده کلا س های ضمیمه معمولا دوره های تخصصی سازمان آموزش و پرورش استثنایی را گذرانده اند و با خصوصیات عاطفی، شناختی و اجتماعی این کودکان آشنایی کافی دارند. طرح سنجش برای ارزیابی هوشی کودک ابتدا با یک آزمون هوشی مورد ارزیابی اولیه قرار می گیرد و اگر این احتمال وجود داشته باشد که هوش او پایین تر از حد متوسط هوش کودکان باشد برای سنجش دقیق تر با آزمون های هوشی دیگر به مرحله ارزیابی تخصصی ارجاع داده شوند. نتیجه به دست آمده در این مرحله مشخص می کند که باید کودک را به کجا ارجاع دهند. در چنین شرایطی معمولا کودکانی که هوش عادی و بالا تر داشته باشند به مدارس عادی معرفی می شوند. اما کودکانی که دیرآموز تشخیص داده می شوند برای استفاده از کلا س های ضمیمه (در کنار کلا س های عادی) به مدارس عادی ارجاع داده می شوند و در مورد کودکان عقب مانده نیز تصمیمات خاصی اتخاذ می شود.
● ویژگی های دانش‌آموزان دیرآموز:
دانشآموزان دیرآموز در مقایسه با کودکان عادی دارای رفتارهای سازشی ضعیف تر و قابلیت یادگیری کمتری هستند. این گروه به سبب رشد کم ذهنی قادر به فراگیری مطالب و حل مسایل در سطح افراد عادی و همسن و سال خود نیستند. در میان گروه های عقب مانده ذهنی دیرآموزان بالا ترین درجه رشد ذهنی را دارند و در عین حال بزرگ ترین گروه از گروه های عقب مانده ذهنی را تشکیل می دهند و بهره هوشی آنان حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد است و درصد قابل توجه ای از جمعیت دانشآموزان مدرسه رو که معمولا نمی توانند در تحصیل و یادگیری مطالب همگام با سایر همکلا سان خود پیش بروند از این گروهند. دیرآموزان ۱۰ تا ۱۴ درصد از جامعه دانشآموزی را شامل می شوند. بعضی مولفان ویژگی های شناختی دانشآموزان دیرآموز را چنین ذکر کرده اند.
▪ ویژگی های شناختی دانش‌آموزان دیرآموز
- در درک مفاهیم یادگیری مطالب، کندتر از متوسط شاگردان کلا س هستند
- در تشخیص روابط پیچیده ضعیف اند
- از درک مفاهیم انتزاعی عاجزند
- برای یادگیری مطالب درسی به تمرین بیشتری نیاز دارند
- دامنه معلومات عمومی آنان نسبت به همسالا ن خود محدودتر است
- نسبت به همسالا ن خود خزانه لغات محدودتری دارند و از دستور زبان ساده ای که ویژه دانشآموزان کوچک تر است استفاده می کنند
- در خواندن و فهمیدن کتاب های درسی با مشکل مواجهه اند
- در انجام تکالیف درسی معمولا دو تا سه سال از همسالا ن خود عقب ترند.
آموزش کودکان دیرآموز: یکپارچه سازی یا جداسازی
آن چه در مورد این دسته از دانشآموزان مشهود است این است که برخلا ف کودکان باهوش تر خودآموزی ضمنی و اتفاقی چندانی ندارند و در امر فراگیری خودکار نیستند.
معمولا این کودکان در خواندن خیلی ضعیف اند و به تدریج از هم ردیفان تواناتر خود عقب و عقب تر می مانند. اینان هر چه به سطح آموزشی بالا تری ارتقا یابند مدارس را برای تنظیم برنامه های درسی معمولی و تطبیق آن با یادگیری کند خود پیش از پیش با مشکل روبه رو می سازند. دکتر آفرند ویژگی بارز این دانش‌آموزان دیرآموز را چنین بیان کرده که: دیر میآموزند و زود فراموش می کنند.
مولفان دیگر نیز تاکید کرده اند که دانشآموزان دیرآموز در پایین ترین حد دامنه هوشی کودکان عادی قرار دارند و نباید آنان را عقب مانده ذهنی تلقی کرد.
با توجه به ویژگی های دانش آموزان دیرآموز متخصصان تعلیم و تربیت عادی و استثنایی عموما بر این باورند که چون این قبیل دانش آموزان از نظر رشد ذهنی تفاوت کمی با دانش آموزان عادی دارند بهتر است در مدارس عادی و همراه سایر همسالان خود تحصیل کنند. این تفکر که یکپارچه سازی نام دارد به معنای همگام و همزمان کردن فرآیند تعلیم و تربیت کودکانی با نیازهای ویژه در مدارس عمومی به طور پاره وقت یا تمام وقت است. حمایت از روش یکپارچه سازی مبتنی بر این باور است که افرادی که معلولیت یا هرگونه مشکلات یادگیری دارند همانند افراد عادی با حداکثر توان بالقوه خود از فرصت ها و امکانات برابر برای خودشکوفایی بهره مند شوند تحقیقات حاکی از آن است که دانش آموزان پیش دبستانی مبتلا به ناتوانایی، رفتارهای مثبت همسالان توانای خود را الگو قرار می دهند و بسیاری از دانش آموزان پیش دبستانی ناتوان در صورتی که با همسالان عادی خود ادغام شوند به بازی سازنده تری می پردازند. 
تحلیل یازده مطالعه که طی سال های ۸۴ - ۱۹۷۵ انجام شده نشان داده اند که دانش آموزان مبتلا به ناتوانایی در موقعیت یکپارچه و در مقایسه با موقعیت های جدا به سطح بالاتری از مهارت های تحصیلی نایل می شوند بسیاری از برنامه های تابع اصل جداسازی کودکان که در گذشته اجرا شده به زیان ناتوانان بوده است نتایج پژوهش های زیادی نشان می دهد که دوره های تربیتی جدا برای دانش آموزان ناتوان به طور نسبی ثمربخش نبوده است. البته نتایج بعضی پژوهش ها نیز حاکی از آن است که گاه کنار آمدن با برنامه های نسبتا سنگین و فشرده که در موقعیت های یکپارچه برای کودکان ناتوان وجود دارد، برای آنان مشکل است و این کودکان مهارت های اجتماعی لازم را برای کنار آمدن با موقعیت های یکپارچه ندارند. به هر حال برای رفع تناقضات ذکر شده راهبرد یکپارچه سازی از طریق دائر نمودن کلاس های ضمیمه درون مدارس عادی و مختص دانش آموزان دیرآموز قضایی تحصیلی در مدارس ایجاد می کند که در عین ایجاد نقاط قوت مربوط به روش یکپارچه سازی نقائص و ضعف های ناشی از ادغام صددرصد دانش آموزان را نیز کم رنگ و تعدیل نماید. 


ادامه مطلب
[ 93/09/16 ] [ ] [ معین ]
 

آبان هم تمام شد.به همین زودی ،به یک چشم به هم زدن ،آبان هم بار سفر بربست و دیگه تکرار نمیشه.

بعد از مهر ،شاید انتظار داشتیم آبان ،کمی به آرامش بیشتری بگذره.ولی آبان هم فراز و نشیب های خودش رو داشت.

شاید خستگی جسمی خانم معلم در این ماه از هر ماه دیگری بیشتر باشه.بچه ها تازه فکر میکردند که خوندن و نوشتن منظور حفظ کردن ظاهر کلمات و هم چنین نوشتن سرخط هاست،حالا دوباره درگیر یک شوک دیگه شدند!ای وای !

اصلا خوندن و نوشتن براشون بی معنی بود.اولش به نشانه ی آ می گفتند آب! بعد که ب رو درس دادیم تازه فهمیدن : آهان : ب و آ یک صداهای جدایی داره !

سخت و طاقتفرسا گذشت.بی رودرواسی!بسیار بسیار خسته شدم!اما دلم نمی خواست حتی یه دانش آموزم درسش رو نفهمیده باشه!

نشانه های بعدی رو که درس دادیم ،داستان ها پیچیده تر شد.وقتی نشانه ی اَ رو درس دادیم ،نه تنها بچه ها بلکه خانواده ها هم این بار درگیر ماجرا شدند.

 تماس هرروزه دو یا سه مادر نگران از وضعیت درسی فرزند؛جزء برنامه روزانه من به حساب می اومد.هرروز مادرهایی که به شدت در این ترس بودند که نکنه بچه هاشون واقعا کج فهم باشند و یا ...زیر لب می گفتند:نکنه خانم معین واقعا کارشو بلد نباشه.

اما کلنجار هرروزه ی من وبچه ها با حروف ،کلمات،خطوط ،مدادها و پاک کن ها ،انگار واقعا جنگ با نادانی و بی سوادی بوده و هست.ما به کارمون ادامه دادیم ،ادامه دادیم ،ادامه دادیم ...من و بچه ها .هرروز  و هرروز و هرروز.و بچه ها بدون هیچ گلایه ای نوشتند و نوشتند و نوشتند....

وقتی جدول ترکیب صامت و مصوت رو با شعر می خوندیم،بعضی از اونها فقط لب می زدند و واقعا منظور من رو نمی فهمیدند.و من اونقدر تکرار کردم و کردم و کردم ...تا به گفته ی پزشک تارهای صوتیم آسیب دیده و برای مدت زمان طولانی باید دارو بخورم!

بچه ها انگار یکی یکی از خواب غفلت بیدار میشدند!آهان!این ب هست!یعنی هرجا باشه صدای ب میده !انگار تازه اصلا می فهمیدند که منظور از کلمه چیه!

توی نگاره ها خیلی باهاشون کار کردم.اونها هم الحق و الانصاف بچه های خوبی بودند.ولی انگار هنوز دوزاریشون نیفتاده بود.این روزها مثل غنچه های یک بوته ی گل رز ،هرروز یکیشون باز میشه و باغچه ی کلاس رو قشنگ و قشنگترمی کنه!

و بازهم مثل همیشه ،من تهمت ندید بدیدی می خورم و از خوندن بچه ها لذت می برم.به شدت برای روزهایی که اونها کلمات رو اشتباه بخونن لحظه شماری می کنم.

اما در کنار خوندن اتفاقات زیادی افتاده. بچه ها به مدرسه عادت کردند.دوستهای جدید پیدا کردند و تقریبادر گروهها مچ شدند.یاد گرفتند که وسایلشون رو کنترل کنند.یاد گرفتند که گذشت کنند.چند تاشعر بلند بالای سخت یاد گرفتند.پیامهای قرآنی رورعایت میکنند و تقریبا روزهای هفته و برنامه کلاسیشون رو میدونند.

با من دوست شدند و اتفاقات منزل رو برام میگند(البته من راز دار خوبی هستم و به کسی چیزی نمیگم)بعضی هاشون همواره مواظب من هستند.اگه قدم از قدم بردارم بعد باید توضیح بدم.اونها این روزها به من اقتدا میکنند واگه من موقع نوشتن یه خط اضافی بکشم ،خیال میکنند این هم جزو سرمشق ها هست و اون رو تکرار میکنند.

همه از من می پرسند:سختی های سال کی تموم میشه؟و من جواب میدم :سختی ها قرار نیست تموم بشه ،قراره بچه ها محکم بشند.

و برای این موضوع همواره در حال مبارزه کردن هستیم ، من ...بچه ها و ...دشمنمان نادانی

اسامی به ترتیب :

ایستاده از راست به چپ:

امین -یونس -رضا-محمدمهدی-محمدامین -متین-امیرحسین -علی-مجتبی-علی -امیرمحمد-علی -رهام-امیر

نشسته از راست به چپ:

محمدامین -طاها-مهدی-محمدامین -امین -علی-مهراد-محمد-محمدحسین-ابوالفضل-سیدابوالفضل-متین-مهدی-شنتیا


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، خاطرات کلاس
برچسب‌ها: خاطرات معلم کلاس اول , کلاس اول الف , مرضیه معین
[ 93/09/07 ] [ ] [ معین ]

این یادداشت را در حالی می نویسم که دستهای مهربان و پرتلاش همکار خوبم خانم حمیدی ،معاون پرورشی دبستان سما را می بوسم و از استادان و پیشکسوتانی که دیدگاههای من را در عرصه پرورشی رقم زده اند،یاد میکنم:

سرکار خانم افشاری بهترین مربی پرورشی دوران مدرسه ام .

سرکار خانم سلیمی معلم مهربان کلاس پنجم دبستانم.

سرکار خانم ناقوش،مربی پرورشی دوران کارآموزیم.

و سرکار خانم منزه ،دوست ،استاد و خواهر بسیار خوبم که بیشترین تاثیر را در تعمیق عقاید من درباره پرورشی داشته اند.

اینها فقط و فقط عقاید شخصی من است.

او همیشه با بچه ها در حال جوشش است .از هنرهای بچه ها آگاهی دارد و از آنها فیلم و عکس می گیرد.از شیرین کاری بچه لذت می برد و آنها را تشویق می کند.او به آسانی به جوایز مدرسه دسترسی دارد و می تواند هر لحظه یک استعداد را تشویق کند.او همیشه سرشار از ایده های نو برای رها کردن بچه ها از غصه هایشان است .غصه هایی که آنها را وادار میکند همدیگر را مسخره کنند،کتک کاری کنند و یا درخودشان فرو بروند.او همیشه در بین دانش آموزان در حال حرکت است.او می تواند به خوبی قرآن بخواند،اکثرسرودها را از حفظ است.شعرهای بسیاری می داند و ورد زبانش هیچانه و شعرهای بچه گانه است.حتی اگر او در دبیرستان کار میکند،سریعا می تواند با تعدادی کاغذ پاره ،یک کاردستی زیبا بسازد.اگر بنا به ضرورت مجبور شد وارد یک کلاس درس بی معلم شود، با دستهای معجزه گرش یک ساعت را کوتاه میکندتا همه ی دانش آموزان به محض خروج او از کلاس فریاد بکشند و بخواهند ادامه قصه را بشنوند.


موضوعات مرتبط: سایر مطالب
برچسب‌ها: دبستان پسرانه سما نجف آباد , پرورشی در دوره ابتدایی , یادداشت معلم ابتدایی
ادامه مطلب
[ 93/08/29 ] [ ] [ معین ]

چندپیشنهاد  برای استفاده از بورد هوشمند در کلاس درس

در بیان ارکان اصلی مورد نیاز برای تشکیل یک مدرسه هوشمند به سه نکته اشاره می شود:سخت افزار ،نرم افزار و فکرافزار.

اما در این یادداشت ،می خواهیم گزینه ای دیگر به آن اضافه کنیم به نام " مهارت افزار"

خب شاید این گزینه کمی به لحاظ واژه پردازی غریب به نظر برسد،و حتی شاید برخی آن را بخشی از همان گزینه ی فکر افزار بدانند.اما در ادامه به توضیحی در باره ی آن خواهم پرداخت.

منظور ازمهارت افزار ، آشنایی با سخت افزار،نرم افزار و دارا بودن فکر افزار و در ادامه توانایی استفاده ی به موقع از سخت افزار و نرم افزار درحین تدریس است .چرا که استفاده ی بی موقع و افراطی از ابزارهای هوشمند،ضربات جبران ناپذیری برپیکره ی تدریس ما وارد خواهد کرد.

به عنوان مثال آموزگاری را در نظر بگیرید که  در کلاسش بورد هوشمند نصب شده است.او به خوبی می تواند از بورد استفاده کند و نرم افزارهای مناسب برای استفاده از بورد هوشمند را می شناسد.از طرفی او به ضرورت و اهمیت استفاده از بورد برای دانش اموزانش واقف است وبه اصطلاح عوام با تکنولوژی دشمنی ندارد.

اما باز هم این آموزگار نمی داند در کجا ،چگونه و چطور باید این نرم افزار ها را به کار بیندازد.از طرفی آشنایی  و علاقه او به نرم افزارها ،متضمن ایجاد فرصت  و حوصله برای تولید محتواهای الکترونیک نیست.برای سهولت این مهم ،آموزگاران می توانند از محتواهای آماده موجود در بازارو سایت ها برای استفاده برروی بورد هوشمند بپردازند.فراموش نکنیم که این نرم افزارها ،گزینه های روی میز هستندکه آموزگار با کمک "مهارت افزار" خویش درموقعیت مناسب می تواند از آن استفاده کند.درواقع هر آموزگار با آشنایی هرچه بیشتر با نرم افزارهای مختلف وسپردن آنها در حافظه ویا ذخیره ی آنها در یک پوشه ی کامپیوتر شخصی می تواند در مواقع لزوم از آنها استفاده کند.هرچند در این کار سرعت عمل و قدرت تصمیم گیری سریع و برنامه ریزی معلم،نقش بسزایی در ایجادیک محیط یاددهی یادگیری هوشمند دارد.درادامه به معرفی چند نرم افزار مفید برای استفاده با بورد هوشمند می پردازیم .

1-استفاده از کتاب الکترونیک آریا ساده ترین راه :


برچسب‌ها: تدریس هوشمند , استفاده از بورد هوشمند , بورد هوشمند در کلاس درس , تدریس الکترونیک
ادامه مطلب
[ 93/08/28 ] [ ] [ معین ]

چند روز قبل جلسه ای داشتیم به اتفاق همکارانی که همه در امر تدریس از شخص من خبره تر و حرفه ای تر بودند.

در این میان ،اختلاف نظری وجود داشت که نهایتا به نتیجه نرسید.

من در قسمت بسیار زیادی از این مباحثه علمی ،صرفا شنونده بودم.اما نهایتا خودم سوالی به آن اختلاف نظر افزودم.

برایتان بخشی از آن اختلاف نظر را بیان می کنم:

1- بعضی از بچه ها موقع نوشتن مداد رابد می گیرند.

همکار اول:

من معتقدم که طرز مداد گرفتن دانش آموزان باید به هرقیمتی اصلاح شود.آنها باید یاد بگیرند صحیح بنویسند.همانطوری که هرکس برای راه رفتن باید پایش را صاف بگذارد و اگر نگذارد کمرش درد میگیرد.

همکار دوم:

من دانش آموزی داشتم که مداد را بسیار بد میگرفت.البته نتیجه کار بسیار خوب بود و خط خوبی داشت.بعد از رد شدن از بخش نگاره ها ،طرز مداد گرفتن او دستاویزی شده بود برای برخی از بازدید کنندگان از کلاسم.من با تلاش و سختگیری فراوان ،طرز مداد گرفتن او را اصلاح کردم .ولی نتیجه چیز بدی از آب در آمد و خط دانش آموزم خراب شد.به نظر من نتیجه مهمتر از فرایند است.

همکار سوم:

ولی من هم معتقدم باید طرزمداد گرفتن آنها را اصلاح کرد.چون دستشان دردمی گیرد.پس فرایند مهمتر از نتیجه است.

همکار دوم :

ولی همیشه این طور نیست که بچه ها به روش ما راحت باشند.اسکلت و فرم دست هر کس ،منحصر به خودش است و این فرم ایجاب میکندکه هرکس به روش خودش مداد را دست بگیرد.

همکار چهارم :

ولی همیشه این طور نیست که کسانی که مداد را صحیح میگیرند،خوش خط و کسانی که مداد را بد میگیرند بد خط باشند.خط یک چیز ارثی و ذاتی است که البته با تمرین و آموزش صحیح نیز قابل اکتساب است .و البته عوامل بسیار زیادی در این امر دخیل هستند.به نظر من نتیجه بسیار مهمتر از فرآیند است.

همکار پنجم:

اما به نظر من ،باید کاری بکنیم که نوشتن  امری لذت بخش برای آنها بشودما نمی دانیم که حافظ یا سعدی خط خوبی داشته یا نداشته اند ،یا ااصلا خبر نداریم که رییس جمهورهای کشورمان خطشان خوب یا بد است.کاملا صحیح است که رییس جمهور خوش خط ،خیلی بهتر از یک رییس جمهور بد خط است وهمیشه داشتن خط خوب یک مزیت است.اما نباید این اصرار و پافشاری ما ،در بچه ها ،تنفر از نوشتن را ایجاب کند.بچه ها در آینده به این نوشتن خیلی نیاز دارند.من کاری به فرآیند و نتیجه ندارم ،به نظر من این میان لذت نباید از میان برود.

حالا شما نظرتون رو بگید.نظر شما چیه؟

اصلا درستش چیه؟


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، پژوهش ها - مسابقات اینترنتی ، سایر مطالب
برچسب‌ها: خط دانش آموزان کلاس اول , کنترل خط دانش آموزان , آموزگار کلاس اول , مرضیه معین
[ 93/08/22 ] [ ] [ معین ]

 درکتاب 501 نکته برای معلمان صفحه 32 نکته 110 آمده است :

برنامه های تلویزیونی پرطرفدار ،درکلاس هم سودمندند.چه کسی می گوید یادگیری با تفریح جمع شدنی نیست؟تکیه کلامها و بخش های گوناگون داستان ها و سرفصل های برنامه ها تلویزیونی پرطرفدار را می توانید در کلاس های درس به کار گیرید .

مدتی قبل داشتم فکر می کردم امسال فصل سوم کتاب علوم رو چطوری تدریس کنم که جدید باشه و کسل کننده نباشه .

قبلا روشهای دیگه رو امتحان کردم.یک بار از یه پزشک دعوت کردم .یکبار هم نمایش اجرا کردیم و خیلی هم جالب بود.کتاب الکترونیک هم ایده های خوبی داره .اما بازم انگار توی ذهنم دنبال یه چیز جدید بودم.و گشتن دنبال این چیز جدید ذر ذهنم ،انگار مانعی شده بود برای این که دست و دلم به تدریس فصل سوم کتاب علوم نره.

اما بگم از فصل سوم :عواملی که برای سلامتی ضروری هستند.مثل غذای سالم ،استراحت ،ورزش و سرگرمی،مراجعه به پزشک و رعایت ایمنی و رعایت بهداشت.

خب اینها توی مغز من هی تاب می خوردن و هی تاب میخوردن.بعضی ها به کنایه می گفتند:چرا علومت از بودجه بندی عقب افتاده و من اصلا انگار سوال اونها رونشنیده بودم.چون به نظرم می اومد که بچه های جدید نیاز به طرح درس جدید دارند.

تا اینکه جرقه توی ذهنم زده شد. بله !اون جرقه جناب آقا یا خانم "پو" بود. حالا بگین پو کیه؟تقریبا از بچه های دور و بر من 99 درصدشون پو رو میشناختن.

حالا یا توی تبلت شخصیشون بازی کردن،یا توی گوشیهای مامان و بابا دیدن و یا اینکه توی گوشی اطرافیان.البته گفتم :بچه های دورو بر من.به قول آدم های نویسنده ی بزرگ:جامعه مخاطبین من!

حالا براتون بگم از"پو یه موجود رایانه ای خیلی ساده است .نه دست داره و نه پا .هیچی نداره .فقط و فقط یه بدن سه گوش داره ."پو"

خب ،اما ربطش چیه؟ صاحب گوشی باید برای نگهداری "پو" تمام اصول نگهداری بدن انسان رو رعایت کنه به این ترتیب که : باید بهش به موقع غذا بده و مواظب غذاهایی هم که میده باشه ،چون غذاهای بی ارزش باعث چاقی و بیماری "پو" میشه.و البته باید بدونه که برای خوردن بعضی غذاها باید تا رسیدن به سن خاصی صبر کنه !(اصل تغذیه سالم)

باید "پو" رو به موقع بخوابونه و اگه این کاررو نکنه اون احساس کسالت می کنه و نمی تونه بازی کنه (اصل استراحت)

باید به موقع "پو" رو حمام کنه وگرنه اون خودش رو کثیف می کنه و ....(اصل رعایت بهداشت )

باید به موقع "پو" رو به گردش ببره و باهاش بازی کنه .درغیراین صورت اون با کمبود انرژی و سرگرمی روبرو میشه .(اصل ورزش)

اگر نکات مربوط به بهداشت ،خواب و تغذیه رو رعایت نکنه ،"پو"بیمار میشه و درصورت بیماری نمی تونه بازی کنه و باید قبلش به آزمایشگاه بره و داروی لازم رو برای اون تهیه کنه .(اصل مراقبت از سلامتی)

خب،به همین سادگی،فقط اگه گاهی وسط بازی ،پو زخمی میشد و اصل رعایت ایمنی هم اضافه میشد،فصل سه کتاب علوم به پایان می رسید و "پو"قهرمان این فصل کتاب علوم ما میشد.

جالب بود نه؟ولی حیف که اینقدر تکنولوژی وآموزش از هم دورند.دوووووووووور!


برچسب‌ها: اول دبستان , علوم اول دبستان , فصل سه کتاب علوم , مرضیه معین
[ 93/08/17 ] [ ] [ معین ]

سلام انشالله برای امسال میخوام هرماه یک پست جدید بذارم و خلاصه ای از مسایل کلاسم رو به صورت غیررسمی بنویسم.شاید توی نوشته های غیررسمی بهتر بشه ردپای تجربه رو دید.و بهتر بتونم خودم رو محک بزنم شما هم اگه هر موردی مشکلی به نظرتون رسید برام بنویسید.ممنون

برای مطالعه مهر نامه به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


برچسب‌ها: بچه های کلاس اولی , مرضیه معین , تجربیات معلم کلاس اول
ادامه مطلب
[ 93/08/02 ] [ ] [ معین ]

باور کنید هیچ اغراقی در کار نیست:این فقط بخشی از مکالمات رایج بین من و کلاس اولی های معصوم و دوست داشتنی هست.حیف که نمی تونم اسمهاشون رو بنویسم.ولی درنوع خودش جالبه!

مکالمه اول:

خانم معلم: بچه ها زنگ استراحته.وسایلتون رو جمع کنید تغذیه و لیوان بردارید روی حیاط کمی استراحت کنید تا زنگ بعدی!

دانش آموز:خانم اجازه !چه جوری استراحت کنیم؟

مکالمه دوم:

 خانم معلم: بچه ها من میخوام تخته سیاه رو پاک کنم.

دانش آموز: خانم ما هم باید دفترهامون رو پاک کنیم؟

مکالمه سوم:

خانم معلم: بچه ها کتاب های ریاضیتون رو دربیارید.

دانش آموز : خانم کتاب ریاضی کدوم بود؟(بسیار رایج)

مکالمه چهارم:

خانم معلم: بچه ها میخوایم بریم داخل آزمایشگاه مدرسه تا یه چیزی رو آزمایش کنیم.

دانش آموز : خانم یعنی میخواهید ازمون خون بگیرید؟

مکالمه پنجم:

خانم معلم: امروز میخواهیم توی دفتر مشقمون یه عالمه درخت بکاریم.این سرمشق شبیه درختهای یه پارکه!

دانش آموز : خانم معلم من میخوام پروانه بکشم.درخت دوست ندارم!

 

درپایان

من

بچه های کلاس اولی من :


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، خاطرات کلاس ، سایر مطالب
برچسب‌ها: کلاس اولی ها , مرضیه معین , خاطرات آموزگار کلاس اول
[ 93/07/11 ] [ ] [ معین ]

همیشه در انجام هر فعالیتی تعدادی از عوامل مهجور می  مانند.مثل عوامل پشت صحنه در تئاترها و برنامه های تلویزیونی، آهنگسازان  در کنسرت های موسیقی و...

اما در هنگام نوشتن در پایه اول نیز یک عضو مهجور وجود دارد که کمتر کسی سراغی از آن میگیرد.

پاک کن

ولی اوآرام و بی سرو صدا کارش را انجام می دهد.شایداین بی مهری به واسطه حذف زود هنگام او از صحنه رقابتهای نوشتنی است ولی بازهم این موضوع نباید باعث شود که آموزگاران آموزش های لازم درباره ی این عنصر را دست کم بگیرند.

بسیار دیده شده است که آموزگاران پایه اول با توجیه تقویت اعتماد به نفس دست به حذف او می زنند و مادران زحمت کش و دلسوز نیز در منازل به هنگام نظارت مستقیم بر فعالیتهای دانش آموز وظیفه استفاده از او را شخصا به عهده گرفته و فرصت آزمایش و خطا را از فرزندان خود میگیرند.

اما در ادامه باید متذکر شویم که وقتی همه به جنس ، نوع  و شکل مدادهای نوشتاری توجه و دقت دارند نباید ازپاک کن های خوب و مرغوب و نرم غافل باشد.هرچند خیلی ها استفاده از پا ک کن را به "بچه کلاس اولی ها" نسبت می دهند ،اما باید خاطر نشان کنیم که همین پاک کن های سربه راه خود ابزار کار مهندسان حرفه ای هستند.

آموزگاران پایه اول دبستان می بایست در خلال سایر آموزشها ،از پاک کن های ارزشمند نیز غافل نباشند و همان طور که طرز درست نشستن ،درست مداد گرفتن و وضعیت صحیح بدن و قرار دادن دفتر را به بچه ها می آموزند قوانین درست پاک کردن را نیز در کلاس آموزش بدهند.

پاک کن ها معولا اجناس گرانقیمتی نیستند و می توان با مبلغ اندکی جنس خوب آنها را تهیه کرد.پاک کن ها نباید زیاد زبر یا نرم باشند .اگر زیاد زبر باشند باعث پاره شدن دفترها می شوند و اگر نرم باشند شکسته و خرد شده و سرمایه ای هدر رفته محسوب می شوند.پاک کن های عطری و تزیینی معمولا کیفیت لازم را ندارند.پاک کن اگر زیاد در دست گرفته شود، با عرق دست خیس می شود و دفتر دانش آموز را سیاه می کند.

یک فعالیت پیشنهادی برای دانش آموزان:

شکل یک کفشدوزک یا قارچ  را به دانش آموزان آموزش بدهید.(یا زیراکس بگیرید)یک دایره بزرگ به همراه تعدادی دایره کوچک.به آنها یاد بدهید با استفاده از خرده های مداد تراش تمام کفشدوزک را به صورت سایه روشن رنگ کنند.حال با استفاده از پاک کن هایشان خالهای کوچک را سفید کنند.این کار باعث می شود بچه ها به محل دقیق تاثیر پاک کن برروی برگه پی ببرند.

به زودی عکسهای این فعالیت را نیز ضمیمه خواهم کرد.

پی نوشت: بعضی از بچه ها عادت به خوردن پاک کن ها دارند.حتما آنها را نسبت به مضرات پاک کن آشنا سازیم.در انجام این کار می توانیم از مثال ،نمایش  پاور پوینت ویا توضیحات پزشک (درصورت امکان) و یا مربی بهداشت مدرسه کمک گرفت.

پس نوشت 2: قدیمها برای تمیز شدن پاک کن هایشان آنها را به دیوار می مالیدند.شما هم خاطرتون هست؟


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، خاطرات کلاس
برچسب‌ها: بچه های کلاس اولی , مرضیه معین
[ 93/07/11 ] [ ] [ معین ]

پسر بچه ها ودختر بچه هایی که تا ده دوازده روز قبل ، درکوچه ها بازی می کرده اند به دلخواه با عروسکهایشان خاله بازی کرده و یا تلویزیون تماشا کرده اند.پارک و استخر رفته یا کنار دست مامان ،بابا و یا دوستان ورجه وورجه کرده اند،حالا به اجبار پای دفتر و کتاب نشانده می شوند.حق حرف زدن ندارند چون دفترو کتابها همیشه حق به جانب هستند.مامان ها ،بابا ها ،معلمها و مدیرها ،مامان بزرگ و عمو وعمه همه از دفتر کتابها دفاع می کنند.دفتر و کتابها دشمن وسایل بازی ،تلویزیون ودوچرخه می شوند و فراموش نکنیم که دوچرخه ها و توپ ها دوست بچه ها هستند.

دفتر و کتابها مامانهای خوش اخلاق و مهربان را بد اخلاق و غیرقابل انعطاف می کنند.آنها همیشه حق دارند تلویزیون راخاموش ،دوچرخه ها را محبوس و توپ ها را کمباد کنند.

این جاست که نقش اساسی بابا ها و مامانها درمتنفر کردن بچه ها از کتاب و دفترمشخص می شوند.اما ،کتاب و دفتر دشمن اسباب بازی نیست.همین اسباب بازی ها راه را برای حضور کتاب و دفترهموار کرده اند.درضمن لازم هم نیست یک بچه ی هفت ساله صد درصد زمانهای بیکاریش را به مطالعه بگذارند.هنوز هم زمانهای زیادی برای بازی وجود دارد.کافیست کمی با حوصله تر باشیم.تا درپایان سال تحصیلی شاهد جیغ شادی بچه ها برای رهایی از چنگال درس ها نباشیم.

(یادداشت:مرضیه معین)


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، مقالات ، سایر مطالب
برچسب‌ها: کلاس اول دبستان , مرضیه معین , بچه های کلاس اولی
[ 93/07/06 ] [ ] [ معین ]

کنترل کلاس در روزهای اول سال تحصیلی کاری سخت اما بسیار مهم است .درکلاس اول  دبستان دانش آموزان از پیش دبستانی های مختلف با  انواع تربیت در یک جا گرد آمده اند.هیچ کس به واقع نمی داند بچه های کلاس اولی با چه شرایطی وارد کلاس شده اند و هیچ کس به توانایی ها و یا  ناتوانی های احتمالی آنها واقف نیست.و البته و صدالبته آموزگار فرصت کافی ندارد تا بخواهد زمانی را به تربیت صرف اختصاص بدهد.البته این زمانی تحقق می یابد تا آموزگار علاوه بر شناخت ویژگی های گروه سنی مخاطبین خود ،با دقت در پرونده های تحصیلی ،صحبت های خانواده و رفتارهای دانش آموز ابتدا دانش آموز خود را بشناسد.بودجه بندی درسی فشرده از همان روزهای اول سال تحصیلی به گونه ای طراحی شده است که فرصت های کمی را برای تربیت دانش آموزان در اختیار آموزگار بدهد.پس آموزگار کلاس اولی باید درخلال برنامه های خود،زمانی را برای تربیت های عمومی اختصاص بدهد.

مشکلاتی وجود دارند که درتمام کلاسها مشترک هستند.از بازیگوشی های معمول،قهرهای دخترانه ،بی انضباطی ها،مشکلات تربیتی،پرخاشگری و ناسازگاری های ناشی از مشکلات خانوادگی و..

بسیاری از این مشکلات با گذشت زمان کوتاهی از سال تحصیلی حل می شوند وآموزگار تنها با برنامه ریزی فعالیتهای جذاب وبرنامه ریزی شده می تواند برآنها فائق آید.دراینجا نمونه ای از برخوردهای صحیح با مشکلات رفتاری و درسی دانش آموزان در پایه اول آورده شده است البته این موارد عمومیت نداشته و هر آموزگاری بنا به شرایط کاری خود می تواند مبدع سبک جدیدی از آموزگاری باشد.

دانش آموزان بی انضباط(لباسها،وسایل)


برچسب‌ها: مشکلات یادگیری دانش آموزان , کنترل کلاس درس , مدیریت کلاس درس , اختلالات یادگیری , سروصدای دانش آموزان
ادامه مطلب
[ 93/07/05 ] [ ] [ معین ]

وقت حلالیت طلبیدن آخر سال که می رسه،بعضی وقتها میگم اصلا قید این کاررو بزنم.بالاخره منم آدمم ممکنه بچه ها یه حرفی بزنن و اون وقت کی میخواد از بچه ها حلالیت بطلبه ؟چطوری راضیشون کنم.

اما به این حرفها و اضطرابها توجهی نمی کنم.باید جرات داشته باشم .این کاررو میکنم و می پرسم:بچه ها ! حالا که دیگه سال تموم شده میخوام یه خواهشی ازتون بکنم.

بچه ها به من نگاه میکنند.

ادامه میدم:ببینید یه سال تحصیلی اومده و رفته .شما ها اینهمه زحمت کشیدید تا بتونید خوندن ونوشتن یاد بگیرید.منم کمکتون کردم.بعضی وقتها من مریض بودم شما ملاحظه ی منو کردید ،بعضی وقتها شما مریض بودید من ملاحظه شما رو .بعضی وقتها یه کارهایی می کردید که من مجبور میشدم به خاطر اینکه خودتون درستون رو بهتر یاد بگیرید باهات بد اخلاقی کنم یا اخم کنم.ولی این حرفها و این کارها به خاطر خودتون بوده .کلاس اول ما همه ش خاطره ست.یادتونه رفتیم باهم توی برفها قدم زدیم؟یادتونه بارون می اومد رفتیم زیر بارون؟یادتونه باد تند می اومد از پشت پنجره حرکت درختها رو تماشا کردیم؟یادتونه اون روزی که رفتیم توی چمن های پشت مدرسه دراز کشیدید ودرس علی و معصومه رو خوندید؟خب خاطره های خوب زیاد داریم.اما میخوام ازتون بخوام منو ببخشید.چون بعضی وقتها باهاتون بد اخلاقی کردم یا سختگیری.حالا میخوام اگه کسی ازدست من یا هرکدوم از دوستاش ناراحته به ترتیب که می پرسم بگه !البته شما باید این موضوع رو در نظر بگیرید که دعواهای معمولی که بین شما پسرهاست چیز مهمی نیست و نهایتا شما همه با هم دوستید ولی اگه چیزی هست که واقعا شما رو ناراحت کرده بگید تا این روزآخری از همدیگه دلخور نباشیم و با خوبی از هم خداحافظی کنیم.

بچه ها خیلی ساده تر از اونی هستن  که چیزی یادشون بمونه.بعضی هاشون به این ابراز احساسات من واکنش نشون دادن وبغض کردند .بعضی دیگه دارند زیرزیرکی منو مسخره می کنند و می خندند.اما مهم نیست.

ازشون میخوام یکی یکی نظرشون رو بگن.

یکی میگه :خانم شما خیلی مهربونید!من نه از دست شما و نه از دست بچه ها هیچ دلخوری ندارم .

بعدی میگه :خانم شما اگه ما رو دعوا کردید برای خودمون بود .

نفر بعد میگه :خانم شما خیلی مهربونید.دوستام هم خیلی خوب هستند.

خب دیگه ،حرفها داره تکراری می شه .ولی نباید این مجال رو از بچه ها بگیرم .هرچند حرفهای هم دیگه رو تکرار کنند.

ظاهرا یه جوری نشون میدم که انگار دارم از حرفهاشون لذت می برم .واقعا هم همین طوره.اونها خیلی قشنگ احساساتشون رو بیان می کنند.حتی بچه های خجالتی هم سری تکون می دن و میگن چیزی جز خوبی نبوده.

منتظرم تا حرف جدیدی زده بشه .تا اینکه "پدرام " یخ کلاس رو می شکنه.

خانم اجازه !من از دست بچه ها ناراحتم .

باید بگم که پدرام پسر فوق العاده مودب ،مبادی آداب ،سربه راه و امروزی هست که حتی برای سلام کردن هم کمی فکر میکنه و سلام می کنه.

پدرام به آرومی ادامه میده:خانم اجازه !من از دست بچه ها ناراحتم .یه روزی  که من میخواستم شیرکاکائو بخورم و شیرکاکائوم روی لباسم ریخت بچه ها به من خندیدند.این چیزی نبود که خنده داشته باشه ومن خیلی ناراحت شدم.

"سجاد" دوست صمیمی پدرام با تعجب بهش نگاه میکنه .مطمئنم توی دل کوچیک هیچکدومشون کنیه ای وجود نداره ."سجاد"میگه :پدرام ببخشید.

پشت سرسجاد "ایمان" خیلی سفشت و محکم میگه:من بهت نخندیدم ولی ازت معذرت میخوام .

محمدرضا بازیگوش و خنده روبه طرف پدرام حمله ور می شود و پدرام را می بوسد و میگوید:پدرام منو ببخش من بهت خندیدم.

بچه های دیگر نگاهی از سر بیم و امید به من می کنند. من لبخند می زنم .آنها هم به  طرف میز پدرام می روند و پدرام را یکی یکی می بوسند و از او معذرت خواهی میکنند.

شاید خاطره این روز از ذهن من،و بقیه بچه ها پاک شود.اما بی شک پدرام برای همیشه یادش می ماند که بخشیدن چه لذتی دارد.


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی
برچسب‌ها: خاطرات معلمی , کلاس اول الف
[ 93/06/23 ] [ ] [ معین ]
درباره وبلاگ

من دلم می خواهد دانش آموزم را از کلاس بیرون کنم
واو به جای تفکر در بهترین شیوه ی شکستن حرمت من
به فکر چرایی افتادن سیب باشد..

من دلم میخواهد دانش آموزم را بترسانم
و او در واگن قطار برق را اختراع کند..

من دلم میخواهد قلب دانش آموزم را بشکنم
و او در وصف ظلم من سهراب شود..

من دلم میخواهد چراغ خانه ها را خاموش کنم
تا جبار باغچه بانی روی دیوارها نقاشی بکشد..

من دلم می خواهد بیمار شوم
تا دانش آموزم برای درمان من پزشک شود..

من دلم میخواهد دانش آموزم برای من
اقتدار بورزد تا میهنش را پاسداری کند..

من دلم میخواهد تفکر درکائنات را به تو بیاموزم..
من دلم میخواهد
اندیشیدن را ..
پرواز را..خلق کردن را.
.سرودن را به تو بیاموزم..

خودم سهراب نشدم..
اما دلم میخواهد کلاسم پر از سهراب باشد...
امکانات وب
@ Online User





Powered by WebGozar